تبليغاتX
عاشق و عاشقی در راه ...

عاشق و عاشقی در راه ...
ایمان به خدا و عشق به او

ماجرای بسته شدن عقد اخوت میان پیامبر و امام علی علیه‌السلام

 

قبل از ورود رسول خدا(ص) به شهر يثرب اختلافات ريشه‏دارى ميان دو تيره ساكن اين شهر حكومت مى‏كرد و هر چند وقت‏يك بار اين دو تيره يعنى اوس و خزرج به جان هم مى‏ريختند و پس از كشت و كشتار و ويرانى‏هاى زيادى كه به بار مى‏آوردند براى مدتى دست از جنگ مى‏كشيدند. در كنار اين دو قبيله جمعى از يهود نيز كه از طوايف مختلفى چون‏«بنى قينقاع‏»، «بنى النضير»، «بنى قريظة‏»، «بنى ثعلبة‏»و ديگران بودند در طول سالها يا قرنهاى متمادى تدريجا بدين شهر هجرت كرده و زمينهاى بسيارى در شهر و اطراف آن خريدارى نموده و به كار تجارت و صنعت مشغول شده بودند و چون از نظر تمدن و فرهنگ و صنعت و به خصوص هوش و استعداد در جمع ثروت بر ساكنان يثرب فزونى داشتند كم‏كم ثروت و تجارت و اقتصاد و بازار آن شهر را در اختيار خود درآورده و قبضه كرده بودند، و خود اين يهوديان يك عامل مؤثرى براى ايجاد اختلاف و دامن زدن به آتش تفرقه بودند زيرا سود و بهره و آسايش آنها در اين كار بود.


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ] [ 15:14 ] [ محمد ]

فرد                  جنایت            کیفر

شمر                فرمانده پیاده سوار لشگر یزید و سر حسین را از تن جداکرد          گردنش را زدند و بر بدنش اسب تاختند

خولی              او سرحسین را بر نیزه زد و گوشه‌واره از گوش زنان کند                  کشته او را در آتش انداخت و خاکسترش را بر باد داد

ابن زیاد          حاکم کوفه    در جنگ موصل کشته شدوجسدش را به آتش کشیدند

عمر بن سعد                         فرمانده سپاه یزید و شوهرخواهر مختار                        مختار کفش خود را پوشید و صورت عمر سعد را زیر کفش خود قرار داد سپس دستور داد سر عمر سعد را ببرند

شرجیل بن ذی الکلاع        از پشت سر سیلی به حسین زده بود     او را به آتش سوزاندند

حصین بن نمیر                    از فرماندهان گروه ‏تیرانداز به سپاه حسین                   در نزدیکی موصل کشته شد

نافع بن مالک                       کسی‌که آب را بر حسین بست

عمرو بن حجاج                   فرمانده جناح راست لشگر عمر بن‌سعد                        پس از فرار از دست مختاردر بیابانی از شدت تشنگی، مرد.

بشر بن خوط                        قاتل جعفر بن عقیل           گردنش را زدند و جسدش را در آتش سوزاندند.

بحدل بن سلیم                     انگشت حسین را برای انگشترش برید  هر دو دست و پایش را قطع کردند و آنقدر در خون خود غلطید تا مرد..

زید بن ورقاء                         با شمشیر، دست راست ‏عباس بن علی را از کار انداخت                  او را که رمقی در بدنش بود، زنده در آتش سوزاندند

حکیم بن طفیل                    پس از قطع دست راست عباس، دست چپ عباس را از کار انداخت                    آنقدر بر بدن آن تیز زدند تا مانند خارپشت شد و به هلاکت رسید

سنان بن انس                      کسی‌که نیزه بر پشت حسین زد              دست و پایش را بریدند و هنوز جان داشت که او را در دیگ روغن جوشان افکندند

عبدالله بن اُسَید                    کسی‌که خیمه‌ها را آتش زد

مالک بن نسیر                      با شمشیر بر سر حسین زد                      دست و پای او را بریدندو به خود پیچید تا مرد

اسحاق بن حیوه                  پیراهن حسین را به سرقت برد و پوشید

حارث بن نوفل                    کسی‌که تازیانه به زینب زد

مرة بن منقذ  قاتل علی اکبر                      اول دو دست او را بریدند، بعد زبانش را از دهانش بیرون کشیدندو بعد تنش را در آتش سوزاندند

حرمله             قاتل علی اصغر                    دست و پاى او را بریدند، سپس او را بآتش سوزاندند

اخنس بن مرثد                    از جمله ۱۰نفری که بر بدن حسین اسب تاختند        با اسب های تازه نعل، بر بدنشان تاختند

اسحاق بن حیوه                  از جمله ۱۰نفری که بر بدن حسین اسب تاختند        با اسب های تازه نعل، بر بدنشان تاختند

صالح بن وهب                      از جمله ۱۰نفری که بر بدن حسین اسب تاختند        با اسب های تازه نعل، بر بدنشان تاختند

هانی بن ثبیت حضرمی      از جمله ۱۰نفری که بر بدن حسین اسب تاختند        با اسب های تازه نعل، بر بدنشان تاختند

[ سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ] [ 15:10 ] [ محمد ]

در ایـن نوشتار خطوط کلى و محورهاى اصلى وصایاى امام على(ع) به جـوانـان را بررسى مى کنیم. منبع اصلى این نوشتار نامه سى ویکم نهج البلاغه است که حاوى رهنمودهاى پدرى نمونه به جوانى نمونه و در حـال رشـد اسـت. ایـن نـامـه کـه از مـشـهـورتـریـن وصـایاى امـیـرالـمـومـنین(ع) است و به قول سید رضى(ع) پس از مراجعت از (صـفـیـن) در مـحلى به نام (حاضرین) به فرزندشان حسن بن على(ع) مـرقـوم داشته اند، شیعه و سنى به آن توجه کرده اند به طورى که دانـشمند معروف اهل سنت، ابواحمد حسن بن عبدالله بن سعید عسکرى دربـاره آن گـفته است: (اگر از حکمت عملى چیزى یافت شود که لازم بـاشـد بـا طلا نوشته شود، همین رساله است که امام على(ع) در آن جـمـیع ابواب علم و طرق سلوک و تمام منجیات و مهلکات و راه هاى هدایت و مکارم اخلاق و اسباب سعادت و طرق رهایى از این مهلکه ها و وصـول بـه بـالاتـریـن درجات کمال انسانى را با بهترین عبارات بیان فرموده است.)1

مـخاطب امام على(ع) در این رساله تنها فرزندش امام حسن(ع) نیست بـلـکـه آن حـضرت با سخنان حکیمانه خود به همه جوانان


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ] [ 15:9 ] [ محمد ]

زنان در دستگاه‌ها مختلف این همه کارهای خوب دارند انجام می‌دهند و مدیریت‌های خیلی خوب انجام می‌دهند. بزرگ‌ترین مشکل هم آن حالت سیطره مردانه بر زن است. این را به‌خصوص زن‌ها بیشتر باید بدانند.

Description: http://kebnanews.ir/wp-content/uploads/2011/06/aga1.jpg


افزایش روزافزون آگهی استخدام منشی زن و به کارگیری آنان در ادارات و شرکت‌های دولتی و خصوصی گویا به یکی از امور مرسوم و عادی کشورمان تبدیل شده است؛ اما در این میان جای این سؤال باقی می‌ماند که براستی علت استفاده از زنان و دختران برای امور منشی‌گری چیست و چرا مدیران کمتر علاقه‌مند به استخدام مردان برای این امور هستند؟!


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ] [ 15:7 ] [ محمد ]

انقلاب اسلامي كه ادامه حركت جهاني نبي اكرم (ص)، و بروز دوباره حكومت شيعي در تاريخ است همانند تجربه نخستين خود، امروز از برخي آفت هاي دروني رنج مي برد. آفت هايي كه در يك ارزيابي كوتاه به قرابت شگفت آورشان با چالش هاي دوره پيشن حاكميت تشيع مي رسيم. در آن زمان مردم و جريان هاي خواص هر يك به نحوي عدالت مداري اميرالمومنين(ع) را تهديد مي كردند. تحجرگرايي و بي بصيرتي مردم نسبت به مقام مولا و شرايط آن روز اسلام از سويي و اشرافي گري، بدعت گذاري، منافق روشي و براندازي جريان هاي خواص در كنار جرياني كه به ظاهر در جبهه حق بود ولي با سكوت خود در عمل حكومت مولا را به زيرمي كشيد از سوي ديگر، گردابي را به وجود آورد كه عدالت علوي را در خود فرو مي برد. از اين رو بازخواني شرايط و مشكلات حكومت علوي از جمله ضروريات امروز ماست. چرا كه ما راه و عملكرد خود را در ادامه حكومت مولا تفسير مي كنيم و چالش هاي پيش روي خود را از همان سنخ مي يابيم.

گذر سه دهه از تاريخ پرافتخار انقلاب اسلامي ما را به آزمون انتخابات دهم رياست جمهوري رساند. مرحله اي كه بنابود مانند ساير مقاطع انتخاباتي با يك گزينش مردمي به انتها برسد. ولي ناگهان به معركه آتش افروزي و نفاق افكني بدل شد. اشخاص و جريان هاي بسياري ماهيت پنهان و فروخورده خويش را پس از ساليان متمادي نقاب داري، به يك باره نماياندند و انقلاب را با همه دستاوردهاي چشم گيرش، به چالش كشيدند و خيال هاي خام زيادي پختند.

مردمي كه پيش از اشاره رهبر خود، حماسه جاويد نهم دي را مي آفرينند و سر فتنه گران را به سنگ مي كوبند، از وجود تمايزي روشن ميان زمانه ما و اميرالمومنين(ع) خبر مي دهند. تمايزي كه اين بار از به محاق رفتن حق مداري جلو مي گيرد. آنچنانكه پس از اين رخداد سترگ، سران فتنه و نفاق يكي يكي براي نجات خود از مهلكه، راه هاي گريز را مي جويند. اين حضور حماسي و خدايي به طور قطع از وجوه بارز تمايز زمانه ما با دوران اميرالمومنين است. ولي نكته اينجاست كه علاوه بر ويژگي هاي خواص دوره مولا (اشرافي گري، نفاق، گرايش به سكوت و براندازي)، نخبگان امروزين جامعه ما، بار انحراف مردمان زمانه اميرالمومنين(ع) را هم به دوش مي كشند. به طوري كه بي بصيرتي خصوصيت بسياري از آنان شده است.

حوادث خيره كننده اخير در حالي بروزكرد كه شيعه تا فتح دوباره خيبر فقط چند ضربه شمشير فاصله دارد؛ كه اگر اين رخداد خارق العاده رخ بنمايد جايگاه اسلام و شيعه به گونه اي ديگر رقم مي خورد. در چنين شرايطي شاهد چالش و ترديد افكني در قلب جهان تشيع بوديم و از اين دردناك تر، فتنه گري و يا سكوت مرگبار نخبگاني را به چشم ديديم كه آبروي خود را از انقلاب و اسلام گرفته اند.

در چنين برهه حساسي بر همه وفاداران به انقلاب و ميراث اهلبيت(ع) است در جنگ نرمي كه با حركت هاي ساختارشكنانه حذف دستاورد بزرگ شيعه، حكومت اسلامي را هدف گرفته است، قدمي را از باب وظيفه بردارند. موسسه اشراق حكمت و فرهنگ برآمده جمعي از دانشجو- طلبه هاي حوزه عليمه قم است، كه به عون الله تعالي، با رويكرد حكومتي، حضور پيشتازانه در علوم حوزوي و دانش هاي مربوطه را وجهه همت خود دارد، با همه بضاعت مزجات خويش، مانند آحاد مردم، مددرساني به نظام بسترساز فرج را از جمله وظايف اساسي و علمي خود مي داند.

از اين رو توجه به كارهاي مطالعاتي را كنارنهاده وبراي چاره انديشي در خصوص شرايط موجود به همفكري نشستيم. در نهايت بناشد كه مجموعه هايي پژوهشي در قالب بررسي تحليلي و آسيب شناسانه انتخابات دهم، ارزيابي تاريخي و جريان شناسانه از دوره اميرالمومنين(ع) و مشكلاتي كه آن حضرت در مدت كوتاه حكومت خود با آنها دست به گريبان بود را عرضه كنيم و نيز به زمينه و زمانه فتنه و شگردهاي فتنه گران از منظر امام سجاد(ع) و نقش روشنگري هاي صحابي با بصيرتي چون عمار توجه كنيم كه مجموعه حاضر، حاصل بخشي از اين هم انديشي است.

در مجموعه حاضر از تطبيق رويدادها بر شرايط حاضر پرهيز كرده ايم البته فضاي مباحث به حدي روشن است كه شايد نيازي به اين كار هم نبود.

اميد آنست كه حاصل اندك اين تكاپو، كه برخاسته از دغدغه هاي اصيل مردمي است، براي روشنگري و تجربه اندوزي در سير به سوي حل مشكلات كنوني موثر باشد. هرچند وضعيات پيش آمده تا همين امروز هم بركات بي شماري عايد ملت و انقلاب كرده است كه شرح آن مجال ديگري مي طلبد.

بصيرت

اگر كسي برگ هاي تاريخ اسلام را تورق كند، به اين حقيقت پي مي برد كه امت پيامبر(ص) در اثر تسامح و سهل انگاري هايي كه از خود بروز داد به دردهاي سختي مبتلا گرديد؛ به طوري كه اواخر خلافت عثمان مردم دريافتند گرفتار بيماري جانكاهي هستند كه آسايش و آرامش شان را ربوده است. از اين رو در گام نخست به دنبال اميرمؤمنان(ع) رفته، افسار عنان خلافت را با اصرار به دست آن حضرت سپردند؛ ولي هنوز چندي از خلافت آن حضرت نگذشته بود كه راه اطاعت از امام را كنار نهاده، رسم عصيان و چموشي را برگزيدند. آنها درد را حس مي كردند، اما درخصوص درمان سهل انگار بودند؛ طبيب حاذقي را برگزيدند، ولي عمل به نسخه هايش را لازم نمي ديدند.

ريشه نابساماني هاي آنان در مرحله نخست در ضمير آحاد مردم پنهان بود و در مرحله بعد در بيرون وجودشان؛ لكن آنها گمان مي كردند همه نابساماني ها در دنياي خارج از وجودشان نهفته است. بنابراين پيش از درون نگري به برون نظر افكنده، به دنبال اصلاح نظام سياسي رفتند و در پي آن اميرمؤمنان(ع) را به حكومت برگزيدند؛ غافل از آنكه تا زماني كه بيمار ، روح مبارزه با اميال دروني خود را نياغازد، و بر اطاعت از نسخه هاي شفابخش حكيم عزم خود را جزم نكند، هرگز جامه سلامتي بر تن خويش نخواهد ديد.

برخورد آنها با اميرمؤمنان(ع) همانند رفتار گلّه اي چموش و خودسر با صاحب و راهنماي خود بود. تا زماني كه خزانه بيت المال پر بود و حضرت آنها بهره مي داد، در اطراف حضرت متراكم بودند؛ ولي هر گاه خزانه خالي مي شد و يا مولا آنها را از دستيازي ناحق به اموال ديگران منعشان مي فرمود، زبان به اعتراض مي گشودند. چنانكه در جنگ جمل، آن زمان كه حضرت آنها را از تصاحب اموال و زنان و فرزندان بصريان منع كرد، به شدت پرخاش كردند ؛ و يا وقتي كه جنگ صفين به درازا انجاميد و به ظاهر چيزي جز ضرر و زيان جاني و مالي برايشان به دنبال نياورد، زبان اعتراض شان برآمد.

يكي از ريشه هاي مهم اين رفتار متناقض و حيرت انگيز، جهالت و ناآگاهي بود كه ما در اين مقام تحت عنوان مشكل ضعف بصيرت بدان مي پردازيم.

در روزگار خلافت اميرمؤمنان(ع)، اسلام بيش از آنكه از بيرون مرزهاي جهان اسلام تهديد شود، از درون مرزها تهديد مي شد؛ يعني دو امپراطور روم و ساساني، هم از لحاظ نظامي و هم از لحاظ فرهنگي مغلوب قدرت نظامي و توان فرهنگي مسلمانان شده بودند. ولي در متن جامعه اسلامي روح ايمان و باورهاي قرآني و ارزش هاي ديني در اثر انحراف مسير خلافت و فساد مالي و نفوذ فرهنگ فاسد بني اميه، هر روز بيشتر از روز گذشته به ضعف مي گراييد؛ لذا علي بن ابيطالب(ع) هنگامي كه به حكومت رسيد، تمام هم و غم خود را بر سر احياي ارزش هاي اصيل اسلام و ملاك هاي قرآني و در يك كلام اسلام ناب پيامبر(ص) گذاشت.

از منظر حضرت اصلاحات داخلي در دو محور مي بايست دنبال شود؛ كوتاه كردن دست منافقاني كه با نام اسلام قصد سلطه بر مفصل هاي حساس و پست هاي كليدي جامعه اسلامي را داشته و با كارشكني ها و اعمال خلاف دين، موجبات نابساماني جامعه و نارضايتي مردم را فراهم مي آوردند. دو جنگ جمل و صفين و عزل كارگزاران اموي از پست هاي جهان اسلام، از مهم ترين اقدامات حضرت در جهت تحقق اين دو هدف اصلاحي به شمار مي آمد.

جاي ترديد نيست كه در صورت تحقق طرح فوق، دردهاي جامعه اسلامي تا حد زيادي درمان مي شد؛ چرا كه هم امت اسلامي از آلودگي به سنت هاي مخالف شريعت رهايي مي يافت و هم حكومت از لوث منافقان پاك مي شد.

اصلاحات حضرت به دو امر مهم نياز داشت؛ يكي صبر و بردباري و ديگري بصيرت و آگاهي. صبر و بردباري به خاطر آنكه اساسا اصلاحاتي چون مبارزه با سنت هاي فاسد كه در گذشته پايه گذاري و در زمان اميرمؤمنان(ع) به صورت يك هنجار اجتماعي درآمده بود و يا جنگ با ناكثين و قاسطين، كارهاي سخت و دشواري بودند؛ از اين رو به حلم و پايمردي نياز داشتند.

برخي از آن سنت ها، همچون تقسيم نابرابر بيت المال يا سياست گسترش فتوحات، موجب افزايش رفاه برخي از مسلمانان و رزمندگان فاتح مي شد؛ بنابراين آنها با توقف آن مخالفت مي كردند؛ غافل از آنكه تقسيم نابرابر بيت المال موجب زوال عدالت اجتماعي و رشد تبعيض و اختلاف هاي ظالمانه طبقاتي گرديده و بغض و كينه اقشار فرودست را نسبت به طبقات بالاتر افزايش مي داد. گسترش فتوحات نيز، بدون توجه به ابعاد معنوي، انگيره هاي فتوحات را از جهاد في سبيل الله به كشورگشايي هاي شاهانه و زياده خواهانه مبدل مي ساخت؛ چرا كه از منظر اسلام، تا زماني كه توسعه حيات دنيوي در راستاي توسعه حيات اخروي نباشد، ارزش به حساب نمي آيد؛ بلكه تضعيف حيات معنوي را بدنبال خواهد داشت و فرهنگ جامعه را به يك فرهنگ مادي و به دور از ارزش هاي متعالي قرآن مبدل مي سازد؛ روحيه خودپسندي و خودمحوري را زنده و ريشه ايثار و گذشت را مي خشكاند. و اينها همان دردهاي پنهاني است كه مردم آن عصر بدان مبتلا بودند.

جنگ با منافقان داخلي نيز بصيرت افزونتر را مي طلبيد؛ چون منافقان كه در لباس ناكثين و قاسطين خود را نشان دادند، مانند ساير مسلمانان اهل نماز و روزه و حج و زكات بودند و به زبان اظهار مسلماني مي كردند. برخي از آنها جزء اصحاب با سابقه پيامبر(ص) بودند و مخالفت هاي خود با حضرت امير(ع) را به تعاليم اسلام، همچون دفاع از خون مظلوم و ضرورت تحويل قاتلان خليفه مظلوم مستند مي كردند؛ بنابراين مبارزه و جنگ با آنها كاري بس دشوار بود. از اين روي حضرت در آغاز جنگ با منافقان داخلي به يارانشان فرمودند: «و قد فتح باب الحرب بينكم و بين اهل القبله، و لايحمل هذا العلم لا اهل البصر و الصبر و العلم بمواضع الحق ؛ ميان شما و اهل قبله در جنگ گشوده شد، و اين علم را برندارد مگر آنكه بينا و شكيباست، و داند كه حق در كجاست».

درنگي در مفهوم بصيرت

طبق تعريف برخي از علماي بزرگ علم لغت، بصيرت عبارت است از حقايقي از دين يا غير دين كه به باور قلبي مبدل شده باشد. «خليل بن احمد» بصيرت را چنين تعريف مي كند: «اسم لما اعتقد في القلب من الدين و حقيق الامر ؛ يعني بصيرت نام اعتقاد قلبي به يك امر ديني و يا يك حقيقت مي باشد».

بنابراين هر دانايي بصيرت به حساب نمي آيد، بلكه دانايي همراه با باور و ايمان بصيرت است؛ از اين رو بصيرت موجب هدايت و حركت است. در حالي كه علم همواره مقرون باور قلبي نبوده و در نتيجه لزوماً عمل را به دنبال ندارد. براي نمونه خيلي از مردم مي دانند سيگار براي انسان زيان بار است؛ ولي به دليل اينكه به مضرّات آن باور ندارند از آن استفاده مي كنند؛ حتّي برخي از پزشكان به انواع مواد مخدّر معتاد مي باشند. تقريباً هر انسان الهي مي داند روزي اين جهان را ترك و به عالم برزخ و حساب سفر خواهد كرد و در آنجا يكايك اعمالش مورد ارزيابي قرار گرفته و جزا و پاداش بدان تعلق مي گيرد؛ اما از آنجايي كه اين بينش در بسياري از مردم از ساحت ذهن به ساحت قلب رسوخ نكرده و به ايمان باطني تبديل نگرديده، موجب تقوي و پرهيزگاري آنها نمي شود.

ولي علم مقرون با اعتقاد قلبي مايه حركت و عمل است و از اين روست كه بصيرت موجب هدايت بوده، و انسان را از غلفت بيدار مي كند. انسان بصير به كمك اين قوه از خطر گمراهي و فريب خوردن در امور و موضعگيري غافلانه و حساب نشده در امان است. بصيرت مانند سپري است كه در هنگامه فتنه ها و مواقف خطرناك انسان را مصون و محفوظ نگه مي دارد. شايد از اين روست كه «زره و لباس محافظ جنگي» را «بصيرت» ناميده اند ؛ چون انسان را از شمشيرها و ضربه هاي نابهنگام و غافلانه حفظ مي كند.

گفتني است از لوازم بصيرت زيركي و فطانت است؛ زيرا وقتي آدمي به روشني از جوانب مسائل پيش رويش اطلاع داشته باشد، نقطه ابهامي برايش باقي نمي ماند تا مانع برخورد صحيح با آن شود؛ بنابراين با درايت و زيركي بيشتري وارد عمل خواهد شد.

به علاوه انسان بصير به دليل برخورد عميق و نگاه ژرف به مسائل، از حوادث گذشته و حال براي آينده عبرت خواهد گرفت؛ لذا لغت دانها بصيرت را گاه به لوازمش، يعني زيركي و عبرت ترجمه كرده اند.

خلاصه اينكه انسان دو چشم دارد يكي چشم سر و ديگري چشم دل، با چشم دل مي توان حق را از باطل تشخيص داد و انسان بصير كسي است كه چشم دلش بينا باشد از اين رو فرهنگ قرآن كساني را كه از حوادث پيرامون خود عبرت مي گيرند و حق و باطل را تشخيص مي دهند داراي بصر، و كساني كه آيات الهي را ناديده مي گيرند و به گمراهي و كفر رومي آورند، كور و نابينا توصيف مي كند ؛

« والله يؤّيد بنصره من يشاء ، نّ في ذلك لعبره لاولي الابصار» ( آل عمران/ ۱۳ )

« فنها لاتعمي الابصار و لكن تعمي القلوب الّتي في الصدور» (حج۴۶ )

بنابراين مقصود از اجتماع بصير، اجتماعي است كه علاوه بر چشم سر، چشم دلش نيز بينا باشد، گره هاي كور مشكلات خود و راه گشودن آن را مي داند، دوستان و دشمنان خود را بشناسد، به ضعف هاي خويش آشنا و راه درمانش را بداند، جريان هاي سياسي و فرهنگ ساز و ارتباط آنان را با ارباب دين و دنيابشناسد، رابطه زر و زور و تزوير را درك كند و نسبت به علائم نفاق و صداقت و عناد شناخت كامل داشته باشد. در مقابل اگر جامعه اي دردهاي خود و راه درمانش را نشناسد، نسبت به سرچشمه هاي هدايت و انحراف خود بيگانه باشد، معيار روشني براي اقبال و ادبار به شخصيت ها و يا امواج فكري و فرهنگي حاكم بر محيط خود نداشته باشد، بي دليل روزي از يك شعار حمايت و بي حساب فرداي آن روز از در مخالفت با آن درآيد، چنين جامعه اي فاقد بصيرت و نابينا است. كما اينكه جامعه عصر حاكميت اميرمؤمنان(ع) به اين بلا مبتلا بود؛ به طوري كه حضرت در وصف آنها مي فرمودند: «عمأ ذو أبصار ؛ كورانيد با چشمهاي بينا».

آري جامعه بدون بصيرت كور است و همچون كوران اعمال متناقض از خود بروز مي دهد؛ براي دستمالي قيصريه اي را به آتش مي كشد، اصلا به خيرش نمي توان اميدوار بود؛ هرگز قابل اعتماد نيست و در حساس ترين لحظات، به خاطر عدم درك موقعيت خود، پيشواي بصيرش را تنها مي گذارد. وجودشان كالعدم و حياتشان مساوي مماتشان است. از اين رو اميرمؤمنان(ع) در وصفشان مي فرمود: «ايها الشاهده أبدانهم الغائبه عنهم عقولهم ؛ اي مردم]ي[ كه به تن حاضرند و به خرد ناپيدا».

آنان به دليل كوردلي و ناتواني در تحليل مسائل و شناخت حق و باطل، از روي هواهاي خود حكم مي كنند و از آنجا كه هواهاي نفساني به تعداد افراد جامعه متفاوت بوده و در زمان هاي مختلف تغيير مي كنند، چنين جامعه اي ثبات خود را از دست مي دهد. هر دسته اي خواسته اي متفاوت با ديگران دارد و هر روز چيزي غير از مطلوب ديروز را طلب مي كند. يك روز عده اي خواهان جنگ با دشمن و روز ديگر عده اي ديگر خواهان صلح و روز سوم هر دو از خواسته خود دست برمي دارند. بنابراين مشكل بصيرت از مشكلات خطرآفريني است كه روند اصلاح جامعه را متوقف مي كند؛ به طوري كه اگر برترين رهبران عالم هم در رأس چنين جامعه اي قرار گيرند، از رفتار متناقض و كردار حيرت انگيز مردم زمين گير مي شوند؛ كما اينكه حضرت در مورد مردم زمان حكومتش مي فرمودند: «المختلفه أهواؤهم، المبتلي بهم امراؤهم ؛ يك سر و گونه گونها سودا، فرماندهان به آنان مبتلا».

جريان هاي بي بصيرت

فقدان بصيرت و ناآشنايي با زمان و مكان و توطئه هاي در حال شكل گيري، در ميان ياران حضرت به گونه هاي مختلفي تجلي يافت.و ما مي كوشيم با تقسيم جريان بي بصيرت به دو گرايش تندرو و كندرو، نكته ها و نمادهاي عبرت انگيز آن را بررسي كنيم :

الف.كندروها

نا آشنايي به معارف ژرف اسلامي و تمايلات دنياطلبانه در نهايت سبب آن بود كه تعدادي از طيف هاي برجسته امت اسلامي در مواجهه با رويدادها به جاي دقت و تلاش براي تشخيص حق، آسان ترين راه ممكن را برگزيده و خود را از ورود در معركه ها بركنار بدارند. در بعد تفريطي برخي بدون توجه به شخصيت الهي اميرمؤمنان(ع)، تحت عنوان احتياط ديني، حمايت آن حضرت در جنگ ها را وامي نهادند. شخصيت ها و طيف هايي مانند اسامه بن زيد، ياران و شاگردان عبدالله بن مسعود، عبدالله بن عمر و ابوموسي اشعري از اين جمله اند كه شرح موضع گيريها و اقداماتشان در پي مي آيد؛

يكم: اسامه بن زيد از شركت در جنگ جمل كناره گيري كرده به حضرت عرض كرد: «أنت أعزّ الخلق عليّ ولكنّي عاهدت الله أن لاأقاتل أهل لاله لاالله؛ شما عزيزترين مخلوقات نزد من هستي، ولي من با خدا عهد بسته ام با كساني كه خداي يكتا را مي پرستند جنگ نكنم.»

دوم: ياران و شاگردان عبدالله بن مسعود، يكي از فقها و اصحاب نامدار پيامبر(ص)، كه در زمان مولا صاحب منزلت اجتماعي بودند. اينان زماني كه حضرت براي بركندن ريشه مفاسد در امت اسلامي سپاه خود را براي حركت به سوي صفين مي آراست، تكليف خود را در اقدامات ارشادي در قبال طرفين حق و باطل، آن هم در عرصه نبرد يافتند. شاگردان عبدالله نزد ايشان آمده و گفتند:

نا نخرج معكم، لاننزل عسكركم و نعسكر علي حده حتي ننظر في أمركم و أمر أهل الشام... ؛ ما با شما مي آييم ولي در لشگرگاه شما توقف نمي كنيم؛ بلكه به طور جداگانه منزل مي كنيم تا ببينيم كار شما با شاميان به كجا مي انجامد؛ آنگاه منتظر مي مانيم هر كدام از شما مرتكب عملي شد كه بر او حرام بوده يا فسادي از او ظاهر شد، بر عليه او وارد عمل مي شويم


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ] [ 15:4 ] [ محمد ]

 



نقش مدیریت کیفیت فراگیر در مدیریت بحرانهای سازمانی




بروز بحران در سازمانهای مختلف با بینش مثبت بایستی به عنوان یک سرمایه تلقی شود و این به خاطر این است که در بحران، مجموعه امکانات سازمان، ساختارها، نیروی انسانی، توانمندی قانونی، و... به خوبی با همدیگر ترکیب شده و همدلی مناسبی در سازمان ایجاد و از امکانات بلااستفاده سازمان به نحو مطلوبی استفاده می شود.








 


 


 














بروز بحران در سازمانهای مختلف با بینش مثبت بایستی به عنوان یک سرمایه تلقی شود و این به خاطر این است که در بحران، مجموعه امکانات سازمان، ساختارها، نیروی انسانی، توانمندی قانونی، و... به خوبی با همدیگر ترکیب شده و همدلی مناسبی در سازمان ایجاد و از امکانات بلااستفاده سازمان به نحو مطلوبی استفاده می شود.

هرچند بروز بحران سرمایه است ولی بعضی از بحرانهای سرکش، موجب اختلال در روند کار سازمانی شده و تحقق اهداف سازمان و مزیت رقابتی از بین می رود. بحران در سازمانها یک دفعه به وجود نمی آید بلکه طی مدت زمانی طولانی زمینه های آن در فرایندها، ساختارها و منابع انسانی شکل گرفته و سپس به بروز بحران منجر می شود.

برای پیشگیری از بحرانهای منفی و مدیریت صحیح بر آن، لازم است تمهیدات لازم قبل از شکل گیری خمیرمایه بحران، اندیشه شود. یکی از رویکردهایی که به شکل جدی و عملیاتی به مدیریت بحران و پیشگیری از بروز بحران کمک می کند نظام مدیریت کیفیت فراگیر (TOTAL QUALITY MANAGEMENT) است. این امر به خاطر این است که نظام مدیریت کیفیت فراگیر یک نظام مشکل یاب و بحران یاب است، بر این اساس و باتوجه به نقش موثر مدیریت کیفیت فراگیر در پیشگیری از مدیریت بحرانهای سازمانی در این مقاله سعی بر آن است مفهوم ومؤلفه های موثر در بحرانهای سازمانی، مفهوم مدیریت کیفیت فراگیر تبیین و به نقش نظام مدیریت کیفیت فراگیر (T.Q.M) در پیشگیری از بحرانهای نامطلوب در ابعاد مختلف پرداخته شود.

● مؤلفه های موثر در بحرانهای سازمانی

بحرانهای سازمانی شرایطی را فــــراهم می کنند که روند عادی کار و فعالیت با وقفه موقت و یا نسبتاً پایدار مواجه می شود. بحران عبارت است از وضعیتی که نظم سیستم اصلی یا قسمتهایی از آن را مختل کرده و پایداری آن را به هم می زند.

بحران وضعیتی است که تغییری ناگهانی در یک یا چند قسمت از عوامل متغیر سیستم به وجود می آورد (شدت و ضعف بحرانها بستگی به عوامل تشدیدکننده و یا عناصر کاهش دهنده بحران و تکنیک های موجود برای مدیریت دارد.(۱)

در بروز بحرانهای سازمانی عوامل مختلفی دخیل هستنــــد که پرداختن به موقع، به آنها می تواند بحران را مهار کند. بحران در سازمانها بیشتر ناشی از نارسائیهای محیط داخلی و عدم موفقیت مدیریت ناشی می شود. به طور خلاصه می توان گفت بحران، درنتیجه مدیریت ناموفق پیدا می شود و یک مدیریت اثربخش می تواند اخطارهای بحران را دریابد و بعضی نشانه ها را از قبل پیش بینی کند. عوامل درون سازمانی موثر در بحــــران را در شش گروه می توان جمع بندی کرد:

▪ نحوه عملکرد مدیران سازمان؛

▪ عدم کفایت تجربه و جمع آوری اطلاعات؛

▪ ارزشها، عقیده و نگرش مدیریت؛

▪ پیشینه تاریخی و تجارب سازمان؛

▪ مرحله عمر زندگی سازمان؛

▪ ویژگیهای دیگــر سازمان نظیر درجه تمرکز و... (۲)

از دیدگاه دیگر، عوامل زاینده بحرانهای سازمان را می توان در پیچیدگی، پیوندگی اندازه دامنه، سرعت و هویدایی دانست. (۳)

● مفهوم مدیریت کیفیت فراگیر

در مدیریت کیفیت فراگیر بر طراحی، انتخاب فناوری و فرایندهای مناسب تولید، آموزش کیفیت، مشارکت بیشتر کارکنان، توجه به نیازهای مشتریان و لزوم اندازه گیری کار تاکید شده است. مدیریت کیفیت فراگیر فقط به محصول برنمی گردد و یک دیدگاه جامع نسبت به سازمان و محصول دارد و تمام فعالیتها و فرایندها و جزییات کار را دربردارد.

در تعریف مدیریت کیفیت فراگیر می توان به نکات زیر اشاره کرد:

▪ کیفیت بالای محصولات و خدمات که موجب رضایت مشتری می گردد؛

▪ منطقی بودن قیمت؛

▪ مشارکت کلیه کارکنان شرکت؛(۴)

▪ اصلاح مداوم فرایندهای کاری؛

▪ حل مسئله ریز و درشت سازمان برحسب اولویت؛

▪ سرشکن کردن تصمیم گیری درکل سطوح سازمان.

مدیریت کیفیت فراگیر یک سیستم هزینه اثربخش برای انسجام تلاشهای بهبود کیفی مستمر افراد در کلیه سطوح سازمان برای ارائه خدمات وکالاهایی است که رضایت مشتریان را تضمین می کند و در جستجوی این است که فرهنگی را ایجاد کند تا کلیه کارکنان به وسیله آن به طور مداوم سازماندهی کارشان را با نگرش تامین نیازمندیهای متغیر و متنوع مشتریان بهبود بخشد. برای مدیریت کیفیت فراگیر سه محور بیان شده است:

▪ مشتری گرایی؛

▪ کارگروهی؛

▪ نگرش علمی تصمیم گیری.(۵)

در مفهوم مدیریت کیفیت فراگیر مؤلفه های زیر نهفته است:

▪ چشم انداز گرایی؛

▪ راهبری سازمان به شکل موثر؛

▪ همکاری با پیمانکاران و تامین کنندگان؛

▪ توسعه مشارکت کارکنان؛

▪ فرایندگرایی؛

▪ خلاقیت و بهبود مستمر؛

▪ مسئولیتهای اجتماعی سازمان؛

▪ نتیجه گرایی.

مدیریت کیفیت فراگیر با ابزارها و الگوهای خود سازمان را بهبود می بخشد و مزیت رقابتی برای سازمان ایجاد و از بروز بحرانهای مخرب جلوگیری می کند. این سیستم درصورت بروز بحران به مدیران و دست اندرکاران کمک می کند تا به نحوی مطلوب بحران را مدیریت و آن را حل و فصل کنند. به طورکلی مدیریت کیفیت فراگیر در ابعاد زیر به پیشگیری از بحران و یا مدیریت بحران کمک می کند.

▪ کمک به اندازه پذیر کردن مشکلات سازمانی: یکی از عوامل موثر در بروز بحرانهای سازمانی نبود شاخصهای معین و مشخص و اندازه پذیر نبودن مشکلات است. بعضاً مدیران و کارکنان سازمان مشکلات سازمان را درک کرده ولی به دلیل نداشتن شاخص و یا مشخص نبودن نحوه اندازه گیری نمی توانند به شکل مطلوب به جنگ مشکلات رفته و درنتیجه بحران به وجود می آید.

زمانی در سازمان بحران به وجود می آید که ما نتوانیم پدیده ها را اندازه گیری کنیم و اگر ما نتوانیم پدیده ها و مسائل را اندازه پذیر کنیم، درآن صورت نمی توانیم بر آنها مدیریت کنیم و نتیجه آن پس از مدتی، بروز بحران است.

نظام مدیریت کیفیت فراگیر ازطریق شاخص سازی زمینه های بروز بحران را در سازمان ازبین برده و به راحتی به مدیران و کارکنان کمک می کند که بر بحرانهای سازمانی فائق آیند. به طورکلی، نظام مدیریت کیفیت فراگیر در بعد شاخص سازی از راههای زیر در پیشگیــری از بحران و مدیریت بحران کمک می کند:

۱) مقادیر کمی برای مسائل و مشکلات سازمانی تعیین می کند؛

۲) همواره به دنبال تعیین فاصله وضع موجود و مطلوب است؛

۳) معیارهای مناسبی برای انتخاب شاخصهای سازمانی به دست می دهد؛

۴) با الگوبرداری و مقایسه سازمان با آن وضعیت را مشخص می کند؛

۵) با ارائه چک لیست های کنترلی تسلط بر اوضاع سازمانی را راحت تر می کند؛

۶) ترازنامه نقاط قوت و ضعف سازمان را ارائه می دهد.

▪ نهادی کردن مشکلات سازمانی: نظام مدیریت کیفیت فراگیر یک نظام مشکل یاب است و بحران در سازمان نشأت گرفته از مشکلات سازمانی است. زمانی که سازمان نسبت به مسائل و مشکلات مختلف خـــود بی تفاوت باشد پس از مدتی مسائل و مشکلات دست به هم داده و وضعیت پیچیــــده ای را به وجود می آورد که نتیجه آن بروز بحران سازمانی است.

مدیریت کیفیت فراگیر با ابزارهایی که به کار می گیرد مکانیسم دائمی در سازمان طراحی و پیاده سازی می کند که دائماً مشکلات شناسایی گردد. به کارگیری تکنیک هایی نظیر طوفان مغزی در مدیریت کیفیت فراگیر موجب شناسایی مشکلات توسط همه کارکنان سازمان می گردد.

▪ ارائه الگوبرای شناخت گلوگاههای سازمانی: در سازمانها معمولاً گلوگاههای کاری منشا بروز بحران هستند و یا حداقل بروز بحران سازمانی را تسریع می کنند. مدیریت کیفیت فراگیر ازطریق مکانیسم های خود، سازمان را قادر می سازد تاگلوگاه خود را شناسایی و مسائل و مشکلات مــــــربوط به آن را اولویت بندی کند.

در این راستا، مدیریت کیفیت فراگیر از دو طریق به پیگیری بحران می پردازد:

تعیین محورهای اساسی که به مرور برای سازمان گلوگاه می شوند، معمولاً مدیریت کیفیت فراگیر به شکل اصولی و منطقی روی محورهای اساسی زیر متمرکز بوده و دائماً آنان را تحت کنترل دارد.

مکانیسم دیگری، نظام مدیریت کیفیت فراگیر در سازمان به کار می گیرد و تا از بحران پیشگیری شود.

اولویت بندی مسائل و مشکلات ریز و درشت سازمان است که معمولاً شناسایی مشکلات ریز و درشت سازمان کار زیاد دشواری نیست، آنچه سازمانها را با بحران نــــــزدیک تر می کند عدم اولویت بندی مشکلات بوده که این امر وقت و انرژی صرف حل مشکلات نمی شود. به طورکلی، مدیریت در این بعد، مدیریت فراگیر با ارائه روشهای زیر اولویت بندی مشکلات به شکل عملیاتی و جدی کمک می کند تا از بحران سازمان پیشگیری شود.

ـ روش اولویت گذاری مسائل با استفاده از مقایسه دوجفتی؛

ـ روش تعیین اولویت مسائل و مشکلات ازنظر قابلیت اجرایی در واحدهای سازمانی؛

ـ روش اولویت بندی مسائل با استفاده از ماتریسی اثربخشی و سهولت حل مسئله.

۴) ایجاد حساسیت نسبت به زمان: یکی از بیماریهای مدیریت در سازمانهای دولتی عدم استفاده صحیح و موثر از وقت است که به لحاظ عدم انجام کارهای سازمانی در موعد مقرر، زمینه های بروز بحران به وجود می آید. معمولاً بحران طی زمان طولانی شکل می گیرد.

یکی از شاخصها و معیارهایی که با آن درمورد مــــاهیت فرهنگ اجتماع یا سازمان می توان قضاوت کردمفهوم زمان است، زیرا استفاده از زمان به عنوان یک منبع، شاخصی برای کارامدی مدیریت یک سازمان است. یکی از شیوه ها و ابزارهایی که درعمل، کارکنان سازمان را نسبت به وقت حساس ودرنتیجه بخشی از بحرانها را پیشگیــــری می کند، پیاده سازی نظام مدیریت فراگیر است و این به خاطر این است که نظام مذکور نحوه استفاده از وقت را درعمل به افراد یاد می دهد. به طورکلی، نظام مدیریت کیفیت فراگیر در بعد ایجاد حساسیت نسبت به زمان به طریق زیر از بحرانهای سازمانی پیشگیری می کند:

ـ میزان و دلایل اتلاف وقت در گذشته را مشخص می سازد؛

ـ کــارکنان را وادار به تقسیم بندی وقت خود می کند؛

ـ زمـــــان بندی درعمل به افراد آموزش داده می شود؛

همواره گذشته، حال و آینده را مقایسه و زمان را برای کارکنان معنی دار می کند. (۶) ۵ - به کارگیری راه حلهای خلاقانه در سازمان: یکی از عواملی که می تواند سازمان را در مقابل بحرانهای نامطلوب تضمین کند، وجود خلاقیتهای فردی و جمعی و به کارگیری روشهای خلاقانه درحل و فصل مسائل و مشکلات است، خلاقیت موجب جاری شدن ایده ها و افکار جدید در سازمان شده و بهبود و تحول را به دنبال دارد و از این بابت سازمان با محیط خود سازگار می گردد. برای افزایش خلاقیت، به کارگیری روش حل مسئله در بهترکردن کارگروهی در حلقه های کیفیت بسیار اهمیت دارد. ثابت شده است که خلق ایده ها به وسیله کارجمعی کارکنان در گروههای کیفیت بهتر از انجام فعالیتهای فردی است.(۷)

مدیریت کیفیت فراگیر ازطریق به کارگیری راه حلهای خلاقانه براساس شکل شماره ۳ به پیشگیــری از بحران و مدیریت بحران کمک می کند.

۶) خودارزیابی فردی و سازمانی: خودارزیابی عبارت است از مرور منظم، سیستماتیک و فراگیر فعالیتها و نتایج حاصل از آن در یک سازمان که باعث می شود سازمانها به طور شفاف، نقاط قوت و زمینه های بهبود خود را ارزیابی و به خوبی شناسایی کنند و فعالیتهای برنامه ریزی شده برای بهبود مستمر را تدوین کنند. (۸)

خودارزیابی به سازمان کمک می کند نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی، فرصتها را تشخیص و سازمان را به سمت برنده شدن و نهایتاً از بروز بحران جلوگیری کند. به طورکلی، نظام مدیریت کیفیت فراگیر با استقرار ابزارهایی برای خودارزیابی از بروز بحرانهای سازمان جلوگیری می کند.

۷) طراحی مکـــانیسم تلفیق فرایندمداری و نتیجه مداری: یکی ازعوامل موثر در بروز بحرانهای سازمان غافل شدن از فرایندهای سازمانی است. زمانی که بر فرایندها به شکل مطلوبی مدیریت شود فرایندهای سازمانی به طور مداوم اصلاح و از بروز بحران جلوگیری می شود. توجه تنها به فرایند بدون نگرش به نتایج مطلوب نیست و صرفاً به نتیجه فکر کردن نیز سازمان را از بحران رهایی نمی دهد. مدیریت کیفیت فراگیر و تلفیق نگرش فرایندمدار و نتیجه مدار از بروز بحرانهای نامطلوب سازمانی جلوگیری می کند.

● نتیجه گیری

بروز بحرانهای سازمانی باتوجه به تحولات محیطی امر اجتناب ناپذیری است، برای پیشگیری و مدیریت بر بحرانهای سازمانی مکانیسم های مختلفی وجود دارد که یکی از آنها مدیریت کیفیت فراگیر است.

با استقرار مدیریت کیفیت فراگیر در دو بعد می توان بر بحران مدیریت کرد، از یک طرف زمینه و ریشه های شکل گیری بحران شناسایی و تحت کنترل قرار می گیرد و بحران به حداقل ممکن می رسد و از طرف دیگر، درصورت بروز بحــــران، مدیریت بر آن راحت و ساده می گردد.

مدیریت کیفیت فراگیر با مکانیسم های کمک به شاخص سازی سازمانی، شناسایی و مشکلات سازمانی به صورت مداوم، نظارت بر گلوگاههای سازمانی، ایجاد حساسیت نسبت به زمان، به کارگیری راه حلهــــای خلاقانه، مداوم سازی خود ارزیابی فردی و سازمانی و تلفیق نگرش فرایندمدار و نتیجه مدار به پیشگیری از بروز بحرانهای سازمانی کمک و مدیریت بر آن را ساده و لذت بخش می کند.










حل قضيه مرغ و تخم مرغ در عالم ستاره شناسي: بيشتر کهکشان ها در مرکزشان يک سياه چاله بسيار پر جرم است. حالا به نظر شما اول کهکشان به وجود آمده و به دنبال آن در مرکزش يک سياه چاله تشکيل شده و يا اول سياه چاله به وجود آمده و به دنبال آن کهکشان تشکيل شده؟

 

به جا ماندن ردپاي فضانوردان روي سطح کره ماه براي حدود صد سال: چرا ردپاي فضانوردان براي حدود صد سال بر روي سطح کره ماه باقي مي ماند؟

 

 

 

حل قضيه مرغ و تخم مرغ در ستاره شناسي: بيشتر کهکشان ها در مرکزشان يک سياه چاله بسيار پر جرم است. حالا به نظر شما اول کهکشان به وجود آمده و به دنبال آن در مرکزش يک سياه چاله تشکيل شده و يا اول سياه چاله به وجود آمده و به دنبال آن کهکشان تشکيل شده؟

 

 

سياهچاله منطقه اي در فضاست که نيروي جاذبه اش به قدري قوي ست که هيچ چيز نمي تواند از آن فرار کند. سياهچاله غيرقابل مشاهده است. زيرا حتي نور را هم به تله مي اندازد. کهکشان هم سيستمي از ستارگان، گرد و غبار و گاز است که به وسيله نيروهاي جاذبه اي، با يکديگر نگه داشته مي شوند.

 

تا به حال براي ستاره شناسان اين معما وجود داشته که اول کهکشان ها تشکيل شده اند و يا سياه چاله ها؟ تا چندين سال محققان بر اين باور بودند که کهکشان‌ها و سياه چاله‌ها همزمان با هم تکامل يافته اند.

 

اما حالا يک گروه تحقيقاتي در آمريکا در رصدهاي تلسکوپ راديويي خود به اين نتيجه رسيده اند که سياه چاله‌ها پيش از کهکشان‌ها به وجود آمده‌اند. اين تلسکوپ امواج راديويي را از نخستين کهکشان ها دريافت کرده است و براساس اين امواج که با سرعت نور حرکت مي کند، مشخص شده که سياه چاله ها قديمي تر از کهکشان ها هستند.

 

 

***

 

چرا ردپاي فضانوردان حدود صد سال روي کره ماه باقي مي ماند؟ کره ماه داراي جو است و جريان هوايي در آن وجود ندارد. به دليل نبود باد و باران، ردپاي فضانوردان تا حدود صد سال ديگر بر سطح کره ماه باقي خواهد ماند (با تشکر از فرستنده مطلب محدثه کوزه گر خاکي

 

 

[ سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ] [ 16:54 ] [ محمد ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ سعی در ارائه مطالب عرفانی و رابطه دانش با ایمان داشتن به رب را داررد ...
border=0 src="http://www.pic.iran-forum.ir/images/sn6vcse9m3m7ep5b3oz6.png" alt="یاران خورشید">
آرشيو مطالب
امکانات وب

RSS

POWERED BY

BLOGFA.COM

border=0 src="http://www.pic.iran-forum.ir/images/sn6vcse9m3m7ep5b3oz6.png" alt="یاران خورشید">